تبليغاتX
تنهاییٍ من

تنهاییٍ من

....کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، تنهایی بهترین همدم اوست

از صبــح تا شب...

شایــدم از شــب تا صبح..

میشه گفت تمامه 24 ساعت..

24 ساعت چــی؟؟

24 ساعت تــنهایی..

24 ساعت عذاب..

24 ساعت دنبال سوال های بی جـواب...

24 ساعت بی عدالتــی..

24 ساعت   سکـــــــــــــــوت!!

اینه 24 ساعت از زندگیه اسیر تنهایــی!

زندگـــــــــــــــــی=فعلا اصلا حسش نیــست!

+خیلی از وبلاگ هاای تو لینک بااز نمــیشه!!!:((




برچسب‌ها: زندگیه لعنتی, اصلا حسش نیست
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 2 بعد از ظهر توسط مهران| |

لبخند زدی و آسمان آبی شد

شبهای قشنگ مهر مهتابی شد

پروانه پس از تولدت زیبایت

تا آخر عمر غرق بی تابی شد

((تولدت مبااارک))

تولدت مبااارک..تولدشوون مباارک!...

اول از همه تولدت مبااارک عزیز ترین..(اونی ک امروز ینی 17 تولدشه)

کلا اردیبهشت ماه تولده چیزای خوووب بوود..

ی نمونشم وبلااگم!!!

آره یااادش بخیر دو سااال پیش!!وبلاگ جونی چقده دوووس پیدا کردی!

...بسته دیگه فردا پس فردا ی پست خوووشگل میذارم...خدافظ !



نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 2 بعد از ظهر توسط مهران|

یارو 7ماه پیش بر میگرده میگه عاشق شدم..

من: ا چه خوب کی هست؟

یارو:فلانی!

من:فلانی؟ اِ یارو چرا اینکارو کردی این فلانی که از فلان آباده تو از فلان جا..

یارو:چمیدونم عاشق شدم دیگه

من:خوب باشه خوشبخت بشی...

6 ماه پیش...

یارو:باهم قهر کردیم..

من:اِ چ بعد چرااااا؟؟؟!

یارو:چمیدونم میخوام برم

من:یارو نرو بیخی اشکال نداره درست میشه...

یارو:چمیدونم..

5 ماه پیش...

یارو(خوشحال):برگشت برگشت آخ جووون...

من: چ خوب خدارو شکر خیلی خوشحال شدم..

یارو:آره من مقصر بودم ولی الان کلی مواظبم ک نپره..

من:آره مواظب باش..

4 ماه پیش...

یارو:رفت..

من: چ بد...

3 ماه پیش...

یارو:برگشت..

من: چ خووب..

هی رفت اومد رفت اومد تا یک ماه پیش...

یارو: اومد..

من: چ خوب ولی دیگه تکراری شد انقد رفتو اومد!

یارو:چمیدونم میشه دیگه..ولی الان خیلی خوشحالم..

من:خوشحال نباش باز میره..

یارو:نگووو نهههه خدا نکنه!!!

من:باشه...

دو هفته پیش...

فلانی!:ببین من باید ی چیزاییرو بهتون گوش زد کنم!دیگه وبه یارو نرو..

من:!!!!باشه فلانی!!!

یارو چون اینجور خواست باشه..چیزیم در مورده چیزایی ک بهت گفتم بهش نگو..

من:باشه

.....ولی هی یارو یادت میاد میخندیدی؟؟

بهت میگفتم نخند گریتم میبینم؟

ی روز نوبت منه ک بهت بخندم!!

ب قوله گندم (ی روز با خنده هام خفت میکنم!!)

ولی بدون یادم نمیره....


+امروز 28 فروردین تولدت مباااارک داداشم...

+آلی تو کجا رفتی؟؟؟؟





برچسب‌ها: من, یارو, فلانی
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 0 قبل از ظهر توسط مهران| |

خیلی بده ک یهوویی صفحه وبتو باز کنیو ببینی بیشتر لینکای وبت نیست!!

خیلی حال گیریه عجیبیه!

دوستای عزیییز اونایی ک تو لینکام بودن ادرس بدن دوباره لینکشون کنم..

الان من بااید خونسرد باشم؟؟(آیکون خیلی خیلی عصبانی)

+باز کلی از لینکا پاک شد...دیگه دارم روانی میشم!!!!!!

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 2 قبل از ظهر توسط مهران|

سلااام..

سال نو مبارکاین روزا خیلی این جمله رو  شنیدین..دیگه فکر کنم کم کم از این جمله ی کلیشه ای حالتون ب هم بخوره!!!

خوش میگــذره؟؟واس من ک بد نیس!

۱۳ بدر خوووش بگذرونین حسااابی چون دیگه از این فرصتا پیش نمیاد!!

------------------------------------------------------


همیشه این سکوتت اٍشتباه بوود!!

میگن سکوت بعضی موقع ها خوبه.ولی واس تو این بعضی موقع هاشم خیلی بده!

آهای تنهاااا!

ب گذشتت ی نگاهی بکن!

ببین چ چیزایی رو  با سکوت از دست دادی..!

چیزایی که اگه سکوت نمیکردی..................................!!حیـــف

 


برچسب‌ها: اشتباه, سلام
نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 1 قبل از ظهر توسط مهران| |

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم
قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . .

سلااااام..

خــوبین؟؟خسته نباشین..

دیگه آخرای ساله...

سال بدی نبــود..خوبم نبود!

ولی بااازم شُکر!

امسال ۹۱ سال نهنگ،اژدها..پیشاپیش مبارک


+اینو ی جایی دیدم خیلی باحال بــود...اگه بتونی فلش موس رو ببری رو دماغ اون یارو..اینجا کلیک کن...


برچسب‌ها: نوروز 91
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 3 بعد از ظهر توسط مهران| |

Design By : Night Melody